تار و چنگ
دریچه معلوماتی درباره موسیقی و ورزش ووشو
زندگی نامه اسطوره ویلن در قرن 20 هایفتز در ویلنوس لیتوانی که در آن زمان بخشی از امپراتوری روسیه بود به دنیا آمد. در مورد تاریخ تولد او اختلاف نظر وجود دارد و برخی معتقدند که مادرش او را یکی دو سال کوچکتر معرفی کرده باشد تا بیشتر به عنوان یک کودک نابغه دیگران را تحت تأثیر قرار دهد. پدرش، روبن هایفتز، موسیقیدان توانایی بود که مبانی ویولون را در سنین بسیار کم بدو آموخت. هایفتز به عنوان یک کودک اعجوبه در ۵ سالگی اولین اجرای عمومی خود را داشت و توانست در ۶ سالگی کنسرتو ویولون مندلسون را به خوبی بنوازد. در ۱۹۱۰ پدرش او را در کنسرواتوار سنتپترزبورگ ثبت نام کرد، و پس از چند ماه به عنوان شاگرد لئوپلد آوئر پذیرفته شد و در ۱۹۱۱ اولین کنسرتش را در سنتپترزبورگ داد. یک سال بعد، با معرفینامهای از آوئر، هایفتز به برلین رفت و اولین کنسرتش در ۲۴ می همان سال توجه زیادی را به سمت او معطوف کرد، تا جایی که آرتور نیکیش او را برای اجرای کنسرتو ویولون چایکوفسکی همراه با فیلارمونیک برلین برگزید؛ هر چند اجرای او چندان مورد توجه قرار نگرفت. او فریتز کرایسلر را برای اولین بار در یک محفل خصوصی در وین که ویولونیستهای مشهور دیگری هم در آن شرکت داشتند ملاقات کرد. کرایسلر پس از آن که هایفتز ۱۲ ساله را با پیانو در اجرای کنسرتو ویولون مندلسون همراهی کرد، او را به شدت تشویق نمود. هایفتز در دوران نوجوانیاش به بسیاری از نقاط اروپا سفر کرد. در آوریل ۱۹۱۱، او در یک کنسرت فضای باز در برابر ۲۵۰۰۰ بیننده به اجرا پرداخت و چنان شوری در بین حضار برانگیخت که پس از کنسرت افسران پلیس برای محافظت از او وارد میدان شدند. پس از انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، هایفتز از طریق سیبری و شرق به آمریکا رفت. اولین اجرای او در تالار کارنگی در نیویورک بیشترین ابراز احساسات و تشویق را از سوی مردم و مطبوعات برایش به دنبال داشت. نیکولو پاگانینی (به ایتالیایی: Niccolò Paganini) (زاده ۲۷ اکتبر ۱۷۸۲ (میلادی)- درگذشته ۲۷ مه ۱۸۴۰ (میلادی)) نوازنده ویولون، ویولا، گیتار و آهنگسازی ایتالیایی است. پاگانینی یکی از نامدارترین و بزرگترین نوازندگان ویولون در تاریخ موسیقی است. او با ابداع تکنیکی بدیع در نواختن ویولون، انقلاب عظیمی در نوازندگی این ساز برپا نمود. آثار او در عین برخورداری از لطافت و ملودیهای زیبا، قطعات فوق العاده مشکلی از نظر تکنیک نوازندگی هستند. با وجود نوازندگان سرشناسی چون ویوتی و کرویتزر در سده هجدهم و نوزدهم، پاگانینی گوی سبقت از همه آنها ربود و خود را به عنوان برجستهترین نوازنده ویلن معرفی کرد.[ویرایش] **بتهوون** لودویگ وان بتهوون (متولد ۱۶ دسامبر ۱۷۷۰ – فوت ۲۶ مارس ۱۸۲۷) یکی از موسیقیدانان برجسته آلمانی بود که بیشتر زندگی خود را در وین سپری کرد. وی یکی از بزرگترین و تأثیر گذارترین شخصیتهای موسیقی در دوران کلاسیک و آغاز دوره رومانتیک بود. بتهوون به عنوان بزرگترین موسیقیدان تاریخ همیشه مورد ستایش قرار گرفته. آوازه او موسیقیدانان، آهنگسازان، و شنوندگانش را در تمام دوران تحت تأثیر عمیق قرار داده. در میان آثار شناخته شده وی میتوان از سنفونی نهم، سنفونی پنجم، سنفونی سوم، سونات پیانو پاتتیک، مهتاب و هامرکلاویر، اپرای فیدلیو و میسا سولمنیس نام برد. ذاکر حسین (Zakir Hussain) یکی از مشهورترین نوازندگان طبله (ساز کوبه ای هندی) در دنیا میباشد که با مهارت و استادی هرچه تمام ریتمهایش قلب تپنده هر نوع موسیقی میباشد. وی اجراهای متعددی را با نوازندگان غربی و سازهای مختلف انجام داده است که برخی از ضبط های وی نیز توانسته جوایزی را در زمینه موسیقی تلفیقی و جهانی از آن خود نماید. در همان سالها ذکیر تحصیلات خود را نیز کامل نمود؛ سال 1970 زمانی بود که او در آمریکا اقامت نمود و در همان سال در بیش از 150 کنسرت حضور داشت که در نوع خود بینظیر بود! در سال 1992 آلبوم Planet Drum که توسط ذکیر حسن و Mickey Hart تهیه و ضبط شده بود نامزد جایزه گرمی برترین آلبوم در بخش موسیقی جهانی (World Music) شد. وی در آن زمان تشکیل گروهی با عنوان آلبومش داد و جدا از وظیفه رهبری گروه خود به عنوان نوازنده نیز فعالیت مینمود که تورهای متعددی را در بین سالهای 1997 الی 1997 اجرا نمود. در این کنسرتها از نوازندگان مختلفی چون John McLaughlin, Shankar و T.H. Vinayakram نیز به عنوان نوازنده میهمان استفاده مینمود.![]()
نام اصلی Jascha Iossif Robertovich Heifetz
تولد ۲ فوریه ۱۹۰۱
ویلنوس، لیتوانی، امپراتوری روسیه
اصل/ملیت لیتوانیایی-آمریکایی
سبکها کلاسیک
فعالیت(ها) مدرس، ویولون
مدت فعالیت ۸۰ سال (۱۹۰۷-۱۹۸۷)
نایجل کندی نوازنده انگلیسی ویولن و ویولا است. او با رفتار و ظاهر جوانپسند خود تأثیر زیادی در کشاندن جوانان اروپائی بهسوی موسیقی کلاسیک داشته است.
نایجل متولد سال ۱۹۵۶ در برایتون است. تحصیلات موسیقی او در مدرسه یهودی منوهین ساری (انگلستان) و مدرسه موسیقی جولیارد نیویورک انجام گرفت. در لندن او شاگرد خود یهودی منوهین بود. اجراهای او از کنسرتوهای چهار فصل ویوالدی از بهترین و پرفروشترین آثار کلاسیک سالهای اخیر بوده است.
تولد ۲۷ اکتبر، ۱۷۸۲ (میلادی)
جنوا، ایتالیا
مرگ ۲۷ مه ۱۸۴۰ (میلادی)
نیس، فرانسه
زمینه فعالیت آهنگساز، ویلنیست
کودکی
نیکولو پاگانینی در روز ۲۷ اکتبر ۱۷۸۲ در بندر جنوا در ایتالیا و در خانوادهای نسبتاً فقیر به دنیا آمد.[۱] پدرش آنتونیو یک کارگر بارانداز در کشتی بود و مادرش ترزا بوچاردو زنی خانه دار بود.
نیکولو در ۵ سالگی یادگیری ساز ماندولین را نزد پدرش که نوازندهای آماتور بود آغاز کرد. پس از دو سال نواختن ماندولین، نواختن ویولون را شروع کرد؛ او درسهای مقدماتی ویولون را از پدرش آموخت. نبوغ موسیقایی نیکولو از همان ابتدا ظهور کرد؛ به طوری که پس از چند ماه قادر بود هر قطعهای را در نگاه اول بنوازد.
آنتونیو پاگانینی در رابطه با آموزش ویولون فرزندش، نیکولو بسیار سختگیر بود، پاگانینی در این باره میگوید: «به سختی میتوان پدری سختگیرتر از او تصور کرد، وقتی به اندازه کافی در نظرش کوشا نبودم تا وقتی که تلاشم را دو برابر کنم با گرسنه نگه داشتن من، مرا تنبیه میکرد و این موجب ضعیف شدن بدن و سلامتیام شد.»
پاگانینی بعد از آنکه درسهای مقدماتی موسیقی را از پدرش آموخت، شش ماه نزد جاکومو کوستا (متولد ۱۷۶۱) -که خواننده اپرایی مشهور بود- آموزشهای خود را ادامه داد. معلم بعدی نیکولو فرانچسکو نیکو بود که به گفته پاگانینی تأثیر بسزایی در اطلاعات موسیقایی او داشت. یکی دیگر از معلمهای نیکولو جوانی چروتو (یا الساندرو سروتو) نام داشت که نوازنده ای اهل جنوا بود. پس از آموزش ویولون زیر نظر چروتو، نیکولو به همراه پدرش برای تکمیل اطلاعات هنری اش نزد الساندرو رولا در پارما رفت.
رولا وقتی برای اولین بار صدای ساز نیکولو را شنید به او گفت که من در نوازندگی هیچ چیزی برای آموختن به تو ندارم و او پس از چند ماه آموزش زیر نظر رولا، برای یادگیری آهنگسازی نزد فرناندو پائر رفت که آهنگساز اپرا کمیک و مائسترو دی کاپلا (maestro di cappella) در پارما بود.
پاگانینی اولین کنسرت خود را در ۱۲ سالگی اجرا نمود و اولین اثر مهم خود یعنی la carmagnola را که عبارت است از یک تم و چند واریاسیون برای ویولون و گیتار در ۱۳ سالگی نوشت.

بتهوون در شهر بن آلمان متولد شد. پدرش یوهان وان بتهوون اهل هلند (فلاندر آن زمان) بود و مادرش ماگدالِنا کِوِریچ وان بتهوون تبار اسلاو داشت.
اولین معلم موسیقی بتهوون پدرش بود. پدرش یوهان یکی از موسیقیدانان دربار بن بود. او مردی الکلی بود که سعی میکرد بتهوون را بهزور کتک، به عنوان کودکی اعجوبه همانند موتزارت به نمایش بگذارد. هر چند استعداد بتهوون بزودی بر همه آشکار شد. بعد از آن بتهوون تحت آموزش کریستین گوتلوب نیفه قرار گرفت. همچنین بتهوون تحت حمایت مالی شاهزاده اِلِکتور (همان درباری که پدرش در آن کار میکرد) قرار گرفت. بتهوون در سن ۱۷ سالگی مادر خود را از دست داد و با درآمد اندکی که از دربار میگرفت مسئولیت دو برادر کوچکترش را بر عهده داشت.
بتهوون در سال ۱۷۹۲ به وین نقل مکان کرد و تحت آموزش ژوزف هایدن قرار گرفت. ولی هایدن پیر در آن زمان در اوج شهرت بود و به قدری گرفتار، که زمان بسیار کمی را میتوانست صرف بتهوون بکند. به همین دلیل بتهوون را به دوستش یوهان آلبرشتبرگر معرفی کرد. از سال ۱۷۹۴ بتهوون به صورت جدی و با علاقه شدید نوازندگی پیانو و آهنگسازی را شروع کرد و به سرعت به عنوان نوازنده چیرهدست پیانو و نیز کمکم به عنوان آهنگسازی توانا، سرشناس شد.
بتهوون بالاخره شیوه زندگی خود را انتخاب کرد و تا پایان عمر به همین شیوه ادامه داد: به جای کار برای کلیسا یا دربار (کاری که اکثر موسیقیدانان پیش از او میکردند) به کار آزاد پرداخت و خرج زندگی خود را از برگذاری اجراهای عمومی و فروش آثارش و نیز دستمزدی که عدهای از اشراف که به توانایی او پی برده بودند و به او میدادند، تأمین میکرد.
زندگی او به عنوان موسیقیدان به سه دوره «آغازی»، «میانی» و «پایانی» تقسیم میشود:
دوره آغازی
در دوره آغازی (که تقریباً از سال ۱۸۰۲ آغاز میشود) کارهای بتهوون تحت تأثیر هایدن و موتزارت بود، در حالی که در همان زمان مسیرهای جدیدتر و به تدریج دید وسیعتری در کارهایش را کشف میکرد. بعضی از آثار مهم وی در دوران آغازی: سنفونیهای شماره ۱ و ۲، شش کوارتت زهی، دو کنسرتو پیانو، دوازده سونات پیانو (شامل سوناتهای مشهور پاتِتیک و مهتاب).
دوره میانی
دوران میانی کمی بعد از بحران روحی بتهوون به علت کری آغاز شد. آثار بسیار برجستهای که درون مایه اکثر آنها شجاعت، نبرد و ستیز است در این دوران شکل گرفتند. این آثار بزرگترین و مشهورترین آثار موسیقی کلاسیک را شامل میشود. آثار دوره میانی: شش سنفونی (شمارههای ۳ تا ۸)، سه کنسرتو پیانو (شمارههای ۳ تا ۵) و تنها کنسرتوی ویولن، پنج کوارتت زهی (شمارههای ۷ تا ۱۱)، هفت سونات پیانو (شمارههای ۱۳ تا ۱۹) شامل سوناتهای والدشتاین و آپاسیوناتا، و تنها اپرای بتهوون «فیدلیو».
دوره پایانی
دوره پایانی فعالیتهای بتهوون در سال ۱۸۱۶ آغاز شد. آثار دوران پایانی بسیار قابل ستایشند و آنها را میتوان عمیقاً متفکرانه و بسیار بیانگر سیمای شخصی بتهوون توصیف کرد. همچنین بیشترین ساختار شکنیهای بتهوون را در آثار این دوره میتوان یافت (به طور مثال، کوارتت زهی شماره ۱۴ در دو دیِز مینور دارای ۷ موومان است، همچنین بتهوون در آخرین موومان سنفونی شماره ۹ خود از گروه کُر استفاده کرده). آثار برجسته این دوره: سونات پیانوی شماره ۲۹ هامرکلاویر، میسا سولمنیس، سنفونی شماره ۹، آخرین کواتتهای زهی (۱۲ - ۱۶) و آخرین سوناتهای پیانو (۲۰ - ۳۲). بتهوون در این زمان شنوایی خود را به طور کامل از دست داده بود.
با توجه به عمق و وسعت مکاشفات هنری بتهوون، همچنین موفقیت وی در قابل درک بودن برای دامنه وسیعی از شنوندگان، هانس کلر موسیقیدان و نویسنده انگلیسی اتریشیتبار، بتهوون را اینچنین توصیف میکند: «برترین ذهن در کل بشریت».
شخصیت
بتهوون بیشتر اوقات با خویشاوندان و بقیه مردم نزاع و به تلخی برخورد میکرد. شخصیت بسیار مرموزی داشت و برای اطرافیانش به مانند یک راز باقی ماند. لباسهایش کثیف و به هم ریخته بود. در آپارتمانهای بسیار به هم ریخته زندگی میکرد. بسیار تغییر مکان میداد. طی ۳۵ سال زندگی در وین حدود چهل بار مکان زندگیاش را تغییر داد. در معامله با ناشرانش همیشه بیدقت بود و اکثر اوقات مشکل مالی داشت.
بتهوون پس از مرگ برادرش گاسپار بر سر حضانت برادر زادهاش کارل با بیوه گاسپار مدت ۵ سال نزاع قانونی تلخی داشت. سرانجام بتهوون در این نزاع پیروز شد. ولی این پیروزی برای کارل فاجعه بود؛ زندگی با یک کر، مرد بی زن و غیر عادی در بهترین شکلش هم وحشتناک بود. سرانجام کارل اقدام به خودکشی کرد (البته خودکشی کارل منجر به مرگ نشد) و بتهوون که سلامتیاش حالا کمتر شده بود زیر بار آن خرد شد.
بتهوون هیچگاه در خدمت اشراف وین نبود. بر این اعتقاد داشت که هنرمندان به اندازه اشراف قابل احتراماند. در یکی از روزهای ملاقات گوته با بتهوون در سال ۱۸۱۲ چنین نقل میکنند: «روزی گوته و بتهوون در کوچههای وین در حال قدم زدن بودند. جمعی از اشراف زادگان وینی از مقابل آنها در حال عبور از همان کوچه بودند. گوته به بتهوون اشاره میکند که بهتر است کناری بروند و به اشراف زادگان اجازه عبور دهند. بتهوون با عصبانیت میگوید که «ارزش هنرمند بیشتر از اشراف است. آنها باید کنار روند و به ما احترام بگذارند.» گوته بتهوون را رها میکند و در گوشهای منتظر میماند تا اشراف زادگان عبور کنند. کلاهش را نیز به نشانه احترام بر میدارد وگردنش را خم میکند. بتهوون با همان آهنگ به راهش ادامه میدهد. اشراف زادگان با دیدن بتهوون کنار میروند و راه را برای عبور وی باز میکنند و به وی ادای احترام میکنند. بتهوون هم از میان آنها عبور میکند و فقط کلاهش را به نشانه احترام کمی با دست بالا میبرد. در انتهای دیگر کوچه منتظر گوته میشود تا پس از عبور اشراف زادهها به وی بپیوندد.»
وِجهه او به قدری عظیم بود که وقتی در سال ۱۸۰۹ تهدید کرد که پستی را خارج از اتریش خواهد پذیرفت، سه نفر از نجبا ترتیبات خاصی برای نگهداشتن وی در وین به عمل آوردند. شاهزاده کینسکی، شاهزاده لوبکوویتز، آرشیدوک رودلف برادر امپراتور و شاگرد بتهوون داوطلب پرداخت حقوق سالانه به او شدند. تنها شرط آنها برای این قرار بیسابقه در تاریخ موسیقی این بود که بتهوون به زندگی در پایتخت اتریش ادامه دهد.
موسیقی
بسیاری معتقدند موسیقی بتهوون بازتاب زندگی شخصی اوست که در اکثر اوقات تجسمی از نبرد و نزاع همراه با پیروزی است. مصداق این توصیف را میتوان در اکثر شاهکارهای بتهوون که بعد از یک دشواری سخت در زندگیاش پدید آمدند یافت. بتهوون در سال ۱۸۰۲ در هایلیگنشتاد (روستایی خارج از وین) وصیت نامهای خطاب به دو برادرش نوشته که به وصیتنامه هایلیگنشتاد معروف است. پس از واقعه هایلیگنشتاد و غلبه بر یأسش از ۱۸۰۳ تا ۱۸۰۴ سمفونی عظیم شماره ۳ خود به نام اروئیکا را که نقطه تحول در تاریخ موسیقی است تصنیف کرد. طی مبارزه چند سالهاش برای قیمومیت کارل، بتهوون کمتر آهنگ ساخت و وینیها شروع به زمزمه کردند که کار او تمام است. بتهوون شایعات را شنید و گفت: «کمی صبر کنید، بزودی چیزی متفاوت خواهید فهمید» و اینطور شد. بعد از ۱۸۱۸ مسائل داخلی بتهوون مانع از انفجار خلاقیت او نشد و بعضی از بزرگترین آثارش: میسا سولمنیس، سنفونی شماره ۹، آخرین سوناتهای پیانو و آخرین کوارتتهای زهی را به وجود آورد. او از سال ۱۸۰۰ به ناشنوایی تدریجی خود پی برد. برای یک آهنگساز و نوازنده هیج اتفاقی نمیتواند ناگوارتر از ناشنوایی باشد، اما حتی آن هم نتوانست مانع جدیای برای بتهوون باشد. آخرین کارهای او شگفتی خاصی دارند، و بسیاری آنها را مملو از معانی مرموز و ناشناخته میدانند.بتهوون را بزرگترین هنرمند تاریخ موسیقی و پیانو میدانند.
مرگ
بتهوون از سلامت کمی برخوردار بود، مخصوصاً بعد از سن ۲۰ سالگی، زمانی که درد شکم شروع به آزار دادنش کرد. اما علاوه بر این مشکلات جسمی، او درگیر چندین مشکل روحی نیز بود، که ناکامی در یک سری روابطه عشقی از جمله آنها بود. در سال ۱۸۲۶ سلامت وی به شدت وخیم شده بود، تا اینکه یک سال بعد در ۲۶ مارس ۱۸۲۷ از دنیا رفت. در آن زمان تصور میشد مرگش به دلیل مرض کبد بودهاست، اما تحقیقات اخیر بر اساس دستهای از موهای بتهوون که پس از مرگش باقی مانده، نشان میدهد که مسمومیت سرب باعث بیماری و مرگ نابهنگام وی بوده (مقدار سرب خون بتهوون ۱۰۰ برابر بیشتر از مقدار سرب در خون یک فرد سالم بود). احتمالاً منبع این سرب از ماهیهای رودخانه آلوده دانوب و ترکیبی از سرب که برای شیرین کردن شراب استفاده میشود بوده. بعید است ناشنوایی بتهوون به خاطر مسمومیت از سرب بوده باشد، برخی از تحقیقات نشان میدهد که اختلال در پادتن سیستم دفاعی بدن و دچار شدن به بیماری لوپوس منتشر، عامل آن بودهاست.

وی در تاریخ 9 مارس سال 1951 در هندوستان بدنیا آمد، همانند بسیاری دیگر از نوازندگان برجسته هند موسیقی را بصورت سینه به سینه از پدر خود فرا گرفت. استاد الا راخا یکی از طبلا نوازان متبحر در منطقه او بود، وی بعنوان پدر و استاد ذاکر حسین فرزندش را با اصول بنیادین در نوازندگی آشنا نمود؛ موسیقی ای سرشار از پیچیدگی های خاص خود و دنیایی از ریتم...
نگاه ویژه موزیسین های غرب به موسیقی هند موجب این شد تا بسیاری از نوازندگان و گروههای مختلف با هدف تلفیق و کسب تجربه هایی جدید به همکاری با نوازندگان هندی بپردازند؛ شاید راوی شانکا یکی از برجسته ترین این نوازندگان باشد.
ذکیر حسین نیز به سبب نواختن سازی کوبه ای مورد توجه بسیاری از گروهها قرار گرفت شاید مهمترین فعالیتش همکاری با گروه بیتلز بود که باعث شد وی به دنیای موسیقی معرفی شود. اما موسیقی جز سبکی بود که او میتوانست توانایی های خود را بدور از هیاهوی تبلیغاتی بدست آورد. وی در سال 1971 همراه با گروه شانتی در ضبط آلبوم همکاری نمود و در سال 1975 یکی از با ارزشترین کارهای وی همراه با جان مک لافلین نوازنده شهیر جز شکل گرفت.
گروه شاکتی به همراه مک لافلین و ذکیر حسین و دیگر اعضای گروه کنسرتهای متعددی را اجرا نمودند که این همکاری به مدت سه سال به طول انجامید و بعد از آن گروه منحل شد و ذکیر حسین با عنوان خود دست به کنسرتهای متعدد دیگری زد.
قسمتی از نوازندگی و ریتم خوانی ذاکر حسین را بشنوید 
در سال 1987 وی اولین آلبوم تکنوازی خود را با عنوان Making Music به دنیای موسیقی عرضه نمود. اثری که از آن به عنوان تاثیر گذارترین آلبوم ضبط شده ای که میتوان تاثیر متقابل شرق و غرب را کاملا احساس نمود، یاد میکنند.
تاثیر وی در انتقال فرهنگ هند نیز کاملا محسوس بود و به دلیل فعالیتهایش در سال 1988 بعنوان جوانترین پرکاشنیست توانست جایزه Padma Shri (جایزه ای از سوی دولت هند برای نخباگان فرهنگی - هنری - علمی) را بدست آورد.
در سال 1990 وی جایزه Indo-American Award را بخاطر ایجاد رابطه فرهنگی آمریکا و هند دریافت نمود. در سال 1991 بعنوان جوانترین موزیسین از سوی دولت هند و به دستور مستقیم رئیس جمهور هند نام وی در آکادمی هنری هند ثبت شد.
قسمتی از نوازندگی ذاکر حسین را بشنوید
در سال 1996 وی آهنگ آغازین مسابقات المپیک آتلانتا را به سفارش هیات برگزاری، ساخت و همچین در سال 1998 نیز برای فستیوال جز سن فرانسیسکو نیز آثاری را آهنگسازی نمود تا اینکه در تابستان سال 1999 گروه شاکتی بار دیگر احیا شد.
گروهی که نوازندگان آن همگی جزو برترین ها در ساز و سبک خود بودند و با تجربه ای بالا موسیقی را اجرا مینمودند که شایسته تحسین و تشویق بود.
قسمتی از نوازندگی ذاکر حسین را بشنوید 
| Design By : shotSkin.com |


